سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
188
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
اما آنچه گفته : در اين كلام از سابق ولاحق مستفاد مىشود . . . إلى آخر . پس به غايت ظاهر است كه آنچه مخاطب گفته اصلاً از حديث مستفاد نمىشود ، بلكه از سابق ولاحق خلاف آن ظاهر مىشود خصوصاً بعد ملاحظه حديث “ كنز العمال “ ، كما لا يخفى على من له أدنى مسكة . اما آنچه گفته : تخصيص به أمت خود أصلا منظور نيست ، تخصيص به أصحاب چرا باشد ! پس تأويلى است كه منشأ آن به جز جهل وخبط وحماقت نمىتواند بود ; زيرا كه در أول حديث در قوله : « مثلي ومثلكم » اضافه لفظ : ( مثل ) به حرف ‹ 328 › ( ياء ) وحرف ( كاف وميم ) كه بالقطع براي خصوص متكلم وجمع مخاطبين موضوع است واقع است ، وباز آن حضرت اين قول را به جهت تأكيد در وسط حديث تكرار فرموده ، وبعد از آن در قوله : « أنا آخذ بحجزكم » حرف ( كاف وميم ) را كه ضمير مخاطب است اعاده نموده . ولفظ : « هلموا إليّ عن النار » صيغه امر جمع مخاطبين است ، بعد از آن در قوله : « فتغلبوني فتقمحون فيها » صيغه رجال مخاطبين ( 1 ) به حرف استقبال مع ( ياء متكلم ) واقع است ، واين همه خصوصيات به أصرح دلالات تنصيص مىكند بر آنكه مراد آن حضرت از اين خطاب ، أصحاب حاضرين خود است
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( است ) آمده است .