سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

185

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

قال : طعن هفتم : آنكه عايشه . . . در آخر حال مىگفت كه : قاتلت عليّاً ، لوددت أني كنت نسيّاً منسيّاً . جواب آنكه اين روايت به اين لفظ صحيح نشده ، صحيح اينقدر است كه هرگاه كه يوم الجمل را ياد مىفرمود آنقدر مىگريست كه معجر مباركش به أشك تر مىگشت به سبب آنكه در خروج عجله فرمود وترك تأمل نمود واز پيشتر تحقيق نفرمود كه آب حوأب در راه واقع است يا نه ، تا آنكه اين قسم واقعه عظمى رو داد . ودر كتب صحيحه أهل سنت اين لفظ از حضرت أمير ( عليه السلام ) مروى وصحيح است كه : چون شكست بر لشكر امّ المؤمنين افتاد ومردم از طرفين مقتول شدند وحضرت أمير ( عليه السلام ) قتلى را ملاحظه فرمود رانهاى خود را كوفتن گرفت ومىفرمود كه :