سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
122
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
چگونه تغير به حال من راه نيابد ؟ ! آن حضرت تبسم نموده ، نظر همايون به جانب تو افكنده ، فرمود : « گمان مىبرم كه آن زن تو باشى يا حميرا ! » عايشه گفت : بلى چنين بود كه بر زبان آوردى ، من فسخ اين عزيمت كردم كه هيچ نعمتي بهتر از گنج سلامت نيست ، چون عبد الله بن زبير - كه خواهرزاده صديقه بود واُمّ المؤمنين أو را به غايت دوست مىداشت - از اين قيل وقال خبر يافت ، نزد عايشه رفت وگفت : اگر تو در اين سفر با ما همراه ( 1 ) نباشى ، من خود را هلاك سازم ، سر وپا برهنه روى در صحرا وبيابان مىنهم ، چندان مكر وحيله به هم رسانيد كه بار ديگر عايشه عزم جزم كرده ، به مرافقت مخالفانِ شاه مردان متوجه بصره شده . ( 2 ) انتهى . وجمال الدين محدّث - كه از أكابر مشايخ أهل سنت وثقات محدّثين ايشان است وخود مخاطب در “ رساله أصول حديث “ أو را از مشايخ اجازه خود شمرده ، ونسخه صحيحه تاريخ “ روضة الأحباب “ تصنيف أو را از بهترين سير گفته ( 3 ) - در كتاب “ روضة الأحباب “ مىفرمايد : أرباب سير وتواريخ - رحمهم الله - آوردهاند كه : عايشه در مكة به خانه أم سلمة رفت ، چه وى نيز از مدينه به عزم حج گزاردن به مكة رفته بود ، وهنوز به مدينه مراجعت ننموده بود ، وبعد از تقديم مراسمِ تسليم وتحيت
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( همراهى ) آمده است . 2 . حبيب السير 1 / 525 . 3 . تعريب العجالة النافعة ( رساله أصول حديث ) : 55 ، 100 .