سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
488
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
اما آنچه گفته : آخر خُفيه طور ابولؤلؤ وجفينه وديگر كفره را با خود رفيق ساخت . پس جوابش آنكه : چون اين معنا به ثبوت نرسيده ، حجت نباشد . اما آنچه گفته : چنانچه عبيد الله بن عمر ، عبد الرحمن بن أبي بكر وديگر صحابه را شاهد گذرانيد . . . إلى آخر . پس كذب محض وبهتان صرف است وآنچه در “ حبيب السير “ مذكور است همين قدر است كه : عبد الرحمن بن أبي بكر با عبد الله ( 1 ) بن عمر گفت كه من روزى مشاهده نمودم كه ابولؤلؤ وجفينه ( 2 ) نصراني وهرمزان والى خوزستان با يكديگر مشاوره ومكالمه داشتند چون مرا ‹ 161 › ديدند [ شرمنده شده ] ( 3 ) هر يك به طرفي رفتند واز ميان ايشان خنجرى دو سر افتاد ، عبيد الله چون شنيد وخنجرى كه ابولؤلؤ به پدرش رسانيده بود بدان صفت يافت ، گمان برد كه هرمزان كه به شرف اسلام مشرف گشته ، در ظل رعايت بني هاشم به سر مىبرد در شهادت پدر أو مدخل داشته ، بنابر آن أو را به قتل آورد . ( 4 ) انتهى .
--> 1 . در مصدر ( عبيد الله ) . 2 . در مصدر ( جهينيه ) . 3 . زيادة از مصدر . 4 . حبيب السير 1 / 498 .