سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
36
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
عزل آنها فايده نكرد ونوبت به فساد وقتل أو رسيد ، وتدارك اين نتوانست كرد وهر كه چنين سيّء التدبير باشد وامين را از خائن ، وعادل را از ظالم تميز نكند ، ومردم شناس نباشد ، قابل امامت نبود . جواب از اين طعن آنكه : امام را مىبايد كه هر كه را لايق كارى داند آن كار به أو سپارد ، وعلم غيب أصلا نزد أهل سنت - بلكه جميع طوائف مسلمين غير از شيعه - شرط امامت نيست ، وعثمان با هر كه حسن ظنّ داشت وكارآمدنى دانست وامين وعادل شناخت ، ومطيع ومنقاد خود گمان برد ، رياست وامارت به أو داد ، وفي الواقع عمّال عثمان - آنچه از روى تاريخ معلوم مىشود - در محبت وانقياد عثمان ودر فوج كشى وفتح بلدان بعيده دور دست ومعركه آرايى وچستى وچالاكى وعدم تكاسل وآرام طلبي نادره روزگار بودند ، از همينجا قياس بايد كرد كه جانب غرب تا قريب اندلس سر حدّ اسلام را رسانيدند ، ‹ 6 › واز جانب شرق تا كابل وبلخ ، ودر روم داخل شدند ودر بحر وبرّ با روميان قتال نموده غالب آمدند ، وعراق وعجم وخراسان را - كه هميشه در عهد خليفه ثاني مصدر فتنه وفساد مىگرديد - آن قسم جاروب زدند وغربال نمودند كه سر نمىتوانستند برداشت ، ونقش فتنه در ضمير خود نگاشت . واگر از آن اشخاص در بعض أمور خلاف ظنّ عثمان ظاهر شد ، عثمان را چه تقصير ؟ ! وباز هم سكوت بر آن نكرد مگر آنقدر كه تهمت بدگويان به تحقيق برسد ; زيرا كه عامل وكاردار ، دشمن بسيار دارد ، وزبان خلق -