سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
319
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
ظاهر است كه غرض مخاطب آن است كه اين افعال بدون اطلاع جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] واقع شد ، وآن جناب اين معنا را تجويز نفرموده ; چه اگر آن جناب تجويز مىفرمود - بنابر زعمش - جواب نواصب تمام نمىشد . ودر اينجا به مقتضاى آنكه دروغگو را حافظه نباشد ، دعوى نموده كه : تجويز جناب أمير ( عليه السلام ) از تواريخ طرفين ثابت است . سوم : آنكه از تواريخ نهب مالك اشتر مال أبو موسى را ثابت نمىشود ، بلكه در “ روضة الأحباب “ مذكور است : چشم مالك كه بر أبو موسى افتاد بدان نماييد وبه آواز بلند گفت : تو در اين سرا چه كنى ؟ چه اين سراى سلطاني تعلق به أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] دارد ، وتو شرف بيعت أو نگرفته اى ، تو غريب ومحتاج مثل يكى أراذل شرفشان نيافته اى ، در اين سراى چه كار دارى ؟ ! ( 1 ) أبو موسى از آن سورت وشدت كه از أو ديد تنزل نمود ( 2 ) وبه تواضع ودرخواست آمد وگفت : امروز مهلت ده تا از اين سراى برآيم ( 3 ) وبه جاى ديگر انتقال نمايم .
--> 1 . در مصدر : ( مالك چون أبو موسى را ديد گفت : تو در اين سرا چه كنى ؟ چه اين سراى سلطان است وتعلق به أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] دارد ، وتو شرف بيعت أو نيافته اى ، تو در اين سرا چه كار دارى ) ؟ ! 2 . در مصدر : ( سورت كه داشت تنزل نموده ) . 3 . در مصدر : ( سه روز مرا مهلت ده تا اين سرا را خالى كنيم ) .