سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
281
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
[ قال : ] طعن پنجم : آنكه از عبد الله بن مسعود واُبىّ بن كعب ساليانه ايشان كه از عهد عمر بن الخطاب مقرر بود بند فرمود ، وأبو ذر را از مدينه منوّره به سوى قصبه ربذه اخراج نموده ، وعبادة بن الصامت را بابت امر به معروفي كه با معاوية كرده بود عتاب كرد ، وعبد الرحمن بن عوف را منافق گفت ، وعمار بن ياسر را آنقدر زد كه فتق پيدا كرد ، وكعب بن عبده بهزى را اهانت وتذليل نمود بنابر كلمه حقي كه از أو صادر شده بود ، واينها أجلّه صحابهاند كه اهانتشان نزد أهل سنت موجب طعن در ديانت شخص مىشود وچون ديانت أو نزد أهل سنت درست نباشد ، امامت أو چگونه صحيح خواهد بود ؟ ! تفصيل اين قصّهها آنكه : أبو ذر غفارى در شام بود چون أو را كردارهاى ناشايسته عثمان زبانى قاصدان ( 1 ) مكشوف شد ، عيوب عثمان را برملا گفتن آغاز نهاد وانكار بر
--> 1 . در مصدر ( فاسدان ) ، ومقصود دهلوى اين است كه أبو ذر از زبان ديگران عيوب عثمان را شنيده بود نه اينكه خودش ديده باشد .