سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
228
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
أول : آنكه عثمان را - اين صحابي عادل - فتنه خوانده است . والخليفة الحقّ أحق بأن يكون رحمة و ( 1 ) لا نقمة [ ولا ] فتنة . دوم : آنكه بر دعوت حَكَم طريد ، بر عثمان طعن ساخته وآن را خلاف سنت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) گفته . سوم : آنكه توليت عثمان أقارب خود را خلاف سنت ماضين گفته ، حال آنكه عثمان در اخذ خلافت شرط عمل بر سيره شيخين كرده ; پس اگر به مخالفت سيره رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نزد أهل سنت طعن متوجه نمىتواند شد ، به مخالفت سيره شيخين مخلصي از طعن امكاني ندارد كه شرط خلافت بود . چهارم : آنكه اتخاذ حمى را نيز از مطاعن عثمان گرفته ; پس شيعه كه بر آن طعن مىكنند حق باشد كه موافق قول صحابي است : والصحابة كلّهم عدول ، والاقتداء بأيّهم كان يوجب الاهتداء ! پنجم : آنكه قول أو : ( ومالا أتاك به الأشعري . . ) إلى آخره . مصدّق روايتي است كه بعد از اين از ابن إسحاق منقول شود كه در آن مسطور است كه : أبو موسى گفت كه : هرگاه مال را نزد عثمان مىآوردم آن را به سوى زنان ودختران خويش مىفرستاد ، واز جمله آن مجمرى بود از ذهب مكلّل به درّ وياقوت ، آن را به يك دختر خود داد ، وبه ديگرى دو دانه مرواريد داد كه قيمتش معلوم نبود .
--> 1 . ظاهراً حرف ( واو ) زائد است .