سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

187

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

فرستاده كه صرف عيال واقرباى خود كنى ، عبد الله گفت : مرا به اين مال حاجتي نيست ، ومن براي آنكه عثمان به من مزد دهد خدمت بيت المال نكرده‌ام ، وبه خدا سوگند كه اگر اين مال از مسلمانان است كار من اينقدر نيست كه مزدش سى صد هزار درهم باشد واگر از مال عثمان است نمىخواهم كه نقصان به أو رسانم كه أو بيت المال را به هر كه خواهد به غير حق بدهد . وابن أبي الحديد روايت كرده است از زهرى كه : جوهري از خزينه پادشاه عجم نزد عمر آوردند كه چون آفتاب بر آن مىتابيد مثل مشعل آتش شعاعش بلند مىشد ، عمر به خازن بيت المال گفت : اين را ميان مسلمانان قسمت كن كه گمان دارم بر سر اين ، بلا وفتنه عظيمى ميان مسلمانان حادث شود ، خازن گفت : اين يك جوهر را به همه مسلمانان نمىتوان قسمت كرد ، وكسى نيست كه تواند از عهده قيمتش برآيد كه اين را بخرد ، شايد ديگر سال حق تعالى فتحى مسلمانان را روزى كند كه كسى را اينقدر قدرت به هم رسد كه تواند اين را خريد ، گفت : پس در بيت المال ضبط كن ، وآن گوهر در خزينه بود تا عمر كشته شد ، وعثمان آن را به دختران خود داد . ودر اين باب روايات واخبار بسيار است كه اين رساله گنجايش ذكر آنها ندارد ، وكسى كه در أموال مسلمانان - خصوصاً خمس ذوى القربى - اينقدر براي خود وأقارب خود تغلب نمايد كه صَرف فسق وفجور واسراف و