سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
490
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
عداوتشان آن حضرت را در حيات آن حضرت ، واگر أطاعت كرده خواهند شد قوم شما ، أمير نكرده خواهيد شد گاهى ، وقسم به خدا رجوع نخواهند كرد اينها به سوى حق مگر به سيف » . واين كلام هدايت نظام به وجوه عديده دلالت صريحه دارد بر جور وظلم وحيف وعدوان ثلاثة واتباعشان . پس تبرئه ابن أبي الحديد ثاني را از قصد صرف خلافت از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) تعصب بي أصل ومجازفه فاحش است . ونيز از آن ظاهر است كه هرگاه عبد الله بن عمر كلام ‹ 1672 › جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) شنيد ، به خدمت آن حضرت حاضر شده گفت : ( أتريد أن يضرب . . ) إلى آخره واين صريح است در آنكه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) از خلافت ثالث كاره بود وآن را باطل وناحق مىدانست ، وناهيك به خزياً على هؤلاء ، وخساراً لهم . ونيز از اين كلام ابن عمر مخالفت مر أو با آن حضرت ومعاندت أو با آن جناب ظاهر است . ونيز از آن ظاهر است كه ابن عمر را علم به اراده وقصد جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) حاصل شده ، پس حكم مخاطب به امتناع علم به قصد - كه سابقاً ذكر كرده ( 1 ) - باطل محض باشد .
--> 1 . تحفه اثناعشريه : 292 .