سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
469
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
ابن ( 1 ) أبى الحديد نسبت دعوى اين قصد به سيد مرتضى - طاب ثراه - كرده است ، پس دلالت قول جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] بر قصد عمر - حسب اعتراف خود ابن أبي الحديد - ثابت وواضح ومحقق گشت كه تلخيص اين قول آن حضرت قبل از اين تأويل به نحوى كرده كه آن صريح است در قصد عمر صرف خلافت را از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) . وثانياً : قطع نظر از تلخيص خود ابن أبي الحديد ، دلالت قول آن جناب بر قصد عمر در كمال ظهور ووضوح است ، وهيچ عاقلى انكار آن نتوان كرد ، چه آن جناب - حسب نقل خود ابن أبي الحديد در شرح خطبه شقشقيه - به عباس گفته : « عُدِلَ بالأمر عني » واين فعل مجهول است وفاعلى براي آن ضرور است ، پس فاعل اين ( عدل ) نخواهد بود مگر عمر كه عدل تقديرى أو هم به اين عدل بر باد فنا رفت ! واگر فاعل خداى تعالى را قرار ( 2 ) دهند لازم آيد كه - معاذ الله - جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) شكايت از فعل خدا كرده باشد ، واعتراض بر أو - تعالى شأنه - نموده پس متعين شد كه فاعل اين ( عدل ) ابن خطاب عادل از صواب بود !
--> 1 . كلمه : ( ابن ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است . 2 . كلمه : ( قرار ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .