سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
258
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
مىبودند ، مىبايست كه در امتثال امر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مسارعت وبه عمل آن مبادرت مىكردند ، حال آنكه بر خلاف مسارعت ومبادرت ، تعلّل وتثبّط وتثاقل وتساهل نمودند ، بلكه قول شريف آن حضرت را ردّ كردند تا آنكه آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) غضب فرمود ، وشكايت آن پيش عايشه نمود تا كه عايشه دعاى دخول نار در حق اين جماعت والاتبار نمود . واز عبارت قرطبى وقسطلانى وعبد الحق كه مىآيد ظاهر مىشود كه حضرات صحابه خود به اعتقاد اين عادت جاهليت ورسم كفار - كه منع اعتمار در اشهر حج بود - مبتلا بودند ، وبه سبب آن سر از أطاعت آن حضرت پيچيدند . علاوة بر آن خوف استمرار رسم جاهليت ، مستلزم ارتفاع حكم فسخ نيست ، كما ‹ 1448 › علمت سابقاً ، بلكه خوف استمرار رسم جاهليت مؤيد استمرار حكم فسخ است ، ودر حقيقت عثمان وعمر به ابطال فسخ حج تأييد أهل شرك وأرباب جاهليت نمودند ! پس ايشان چگونه استمرار رسم جاهليت را شنيع مىدانستند ؟ ! وهرگاه مخالفت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) با عثمان در تجويز فسخ حج متحقق شد قطعاً وحتماً - حسب افاده خود ولى الله وفرزند ارجمندش ، اعني مخاطب - ظاهر گرديد كه فسخ حج بلا ريب جايز وسائغ است ، پس نهى عثمان واين تعليل عليل خوف بر هر معنا كه خواهند حمل سازند باطل و