سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

250

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

قوله : ( ولكنّا كنّا خائفين ) اينجا خوف از عدو مراد نيست بلكه خوف از استمرار عادت جاهليت ورسوخ آن در قلوب ناس . . . إلى آخر ( 1 ) . بايد دانست كه ولى الله در صدر اين عبارت ادعاى تقريرِ خودِ عثمان [ از ] جوابِ اشكال نهى تمتّع نموده ، ومتصل آن روايت سعيد بن المسيب آورده كه در آن أصلا شائبه از جواب اشكال نيست ، بلكه در آن صراحتاً قبول اشكال است ، چه از آن ظاهر است كه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) به عثمان فرمود كه : « آيا خبر نداده شدم كه به درستى كه تو نهى كردى از تمتّع ؟ » پس گفت عثمان كه : آرى . گفت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) كه : « آيا نشنيدى جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را كه تمتّع فرمود ؟ » گفت عثمان : آرى . پس از اين روايت صاف ظاهر است كه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) عثمان را به مخالفت حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در نهى أو از تمتّع الزام داد ، وأو قبول آن نمود ، وهيچ حرفى در جواب اين اشكال واعضال بر زبان لآل نياورد ، بلكه به مزيد عجز واضطرار قفل سكوت بر لب زد ; پس چنين روايت را - بعد ادعاى تقرير ثالث - جواب اشكال را آوردن ، در حقيقت غايت ذكا وفهم وغور فكر خود ظاهر كردن ، وحسن استدلال ولحاظ تماميت تفريت ( 2 ) را به غايت قصوى رسانيدن است !

--> 1 . [ الف ] مآثر عثمان . [ إزالة الخفاء 2 / 245 ] . 2 . كذا .