سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

211

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

اشهر ( 1 ) حج سه مرتبه و ‹ 1432 › اعتمار أصحاب اخيار همراه آن حضرت سه بار هم كافى نشد ، ونيز قول مكرّر آن حضرت وقت ميقات براي بيان جواز وافى نشد ، پس يك دو كس أصحاب را مأمور به فسخ حج مىساخت كه آن كافى بود براي بيان جواز ، وحاجت نبود به نقل جميع أصحاب غير سائقين هدى از حج به عمره ، واين همه تأكيد وتشديد بر آنها . ودر حقيقت اين قول واهى بالمعنى تخطئه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، وتأييد اين منكرين ومترددين است ; چه هرگاه فسخ حج حرام وناجايز باشد ، تردد ايشان وانكار ايشان بجا ومستحسن باشد ، وحمل ايشان بر فسخ با وصف ظهور جواز اعتمار در اشهر حج ، وجهي از جواز نداشته باشد . بيست وسوم : آنكه اگر امر أصحاب به فسخ بنابر محض مصلحت دفع رسم جاهليت ، وبيان جواز اعتمار در اشهر حج بوده ، ورسم حكم دائم وشريعت مستمره نبوده ، چرا جناب رسالت پناه ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به خطاب أصحاب هرگاه آن همه تردد وتحير وپريشانى وانزعاج واختلاج از امر آن حضرت ظاهر كردند ، وتثبط واستبطأ در امتثال آن نمودند ، بلكه - عياذاً بالله - به ردّ امر آن حضرت پرداختند - كما ظهر من رواية ابن ماجة - ارشاد نفرمود كه : چرا اين انزعاج واختلاج وقلق وتحير داريد ؟ بنابر محض بيان جواز وابطال رسم جاهليت شما را امر به فسخ حج كرده‌ام ، اين سنت دائمه و

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( شهر ) آمده است .