سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

151

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

بالجملة ; هر چند أبو داود واسلافش به ايراد اين روايت ، وهمچنين صاحب “ دراسات “ به ذكر آن وتشبث به آن حمايت خلافت مآب خواسته‌اند ، لكن در حقيقت جميع استبعادات واستغرابات أئمة سنيه در مخالفت أول وثاني واشياعشان با نصوص خلافت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) باطل ساخته ; چه هرگاه خليفه ثاني حج تمتّع را - كه آن حضرت قريب وفات خود به ارشادات مكرّره وتصريحات مؤكده ثابت فرموده ، وآن حضرت به حدّى اهتمام در آن فرموده كه به سبب تأمل در بجا آورى غضب نمود ، وتقرير عايشه بر دعا به دخول نار در حق متردّدين وتاركين تمتّع كرد تا آنكه همه صحابه - كه سياق هدى نكرده بودند - تمتّع را بجا آوردند - به سبب شهادت يك صحابي باطل سازد ، وبه چنين روايت واهية مكذوبه اعتنا نمايد ; پس اگر خلافت مآب با وصف ثبوت خلافت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) در كتاب وظهور آن از ارشادات وتأكيدات مكرّره جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ابطال آن به حيله روايت بعض اتباع وأشياع خود خلاف آن را يا سماع خود مضادّ آن [ را ] نموده باشد ( 1 ) ، چه عجب است ! هجدهم : آنكه سابقاً دانستى كه ابن الهمام خبر قطع جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) هر دو دست وهر دو پاى سارقى را وقتل أو - به عدم اطلاع جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وابن عباس وعمر - ردّ كرده ، واستدلال به آن

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( كرده باشد ) نيز اضافه شده است .