سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

144

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

فأقبل عثمان على الناس ، فقال : وهل نهيتُ عنها ؟ ! إني لم أنه عنها ، إنّما كان رأياً أشرت به ، فمن شاء أخذ به ومن شاء تركه ( 1 ) . يازدهم : آنكه روايت امام أعظم متضمن منع عمر از تمتّع - كه سابق گذشت - صريح است در آنكه منع أو از تمتّع به محض رأى بود ، چنانچه ابن القيّم در “ زاد المعاد “ بعد نقل آن گفته : وهذا يبيّن أن هذا من عمر رأي رآه ( 2 ) . وحاصل اين روايت آن است كه عمر مردى را در عرفات ديد كه بوى مسك از أو مىدميد ، پس عمر از أو پرسيد كه : آيا محرم هستى تو ؟ گفت آن مرد كه : آرى ، پس عمر گفت كه : نيست هيئت تو هيئت محرم ، جز اين نيست كه محرم ، پراكنده حال ، غبار آلوده ، بد بو مىباشد ، گفت آن مرد كه : به درستى كه من قدوم كردم ( 3 ) به حالي كه متمتّع بودم ، وبود با من أهل من ، وجز اين نيست كه احرام كردم امروز ، پس گفت عمر نزد اين ماجرا كه : تمتّع مكنيد در اين أيام . . . إلى آخره ( 4 ) .

--> 1 . إزالة الخفاء 2 / 245 . 2 . زادالمعاد 5 / 270 - 271 . 3 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( من ) آمده است . 4 . جامع المسانيد أبو حنيفة 1 / 540 - 541 .