سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

118

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

أول : آنكه هرگاه روايات “ صحيحين “ - حسب افاده خود ولى الله در “ قرة العينين “ در مناظرة أهل حق بلكه زيديه هم به كار نيايد ، ومناظره ايشان به طريق ديگر بايد ( 1 ) ; پس اين روايت كه در “ صحيحين “ هم نيست ، چگونه بر أهل حق حجت تواند شد ؟ ! دوم : آنكه از افاده مخاطب - كما سبق - ظاهر است كه روايات أهل سنت بر شيعه حجت نمىتواند شد ( 2 ) . سوم : آنكه مثبت مقدم است بر نافى ، وروايات وإفادات ديگر دلالت بر انكار متعة الحجّ دارد ، پس اين روايت بر تقدير دلالتش بر انكارِ انكار چون نافى است ، لايق معارضه روايات مثبته نمىتواند شد . چهارم : آنكه هرگاه به روايت با اعتراف يك عالم موثوق هم انكار خلافت مآب متعة الحجّ را ثابت گشت ، طعن متوجه گشت ، وروايات ديگران - اگر چه زيادة وبسيار هم باشد - قابل اعتنا نيست ، فإن المرء يؤاخذ بإقراره ، وإقرار العقلاء على أنفسهم مقبول وعلى غيرهم مردود . پنجم : آنكه چون انكار خلافت مآب از تمتّع نزد أهل حق هم ثابت است ، وأكابر أئمة سنيه هم روايت آن كرده‌اند ، پس اين انكار متفق عليه شد ، ونفى

--> 1 . قرة العينين : 145 . 2 . تحفه اثناعشريه : 2 .