سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

24

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

[ آخر ] ( 1 ) خلافت عمر . . . وچون يك سال از حيات عمر . . . ماند در آن سال نيز به دستور ، حضرت عباس وحضرت على [ ( عليه السلام ) ] را طلبيد تا حصه ذوى القربى [ را ] از خمس بگيرند ، حضرت على [ ( عليه السلام ) ] گفت كه : امسال هيچ كس از بني هاشم محتاج نماند وفقراى مسلمين بسيار هجوم آوردند ، بهتر آن است كه اين حصه را هم به فقراى أهل اسلام بدهند ، در آن سال به اين تقريب حصه ذوى القربى مطلق موقوف ماند ، اگر چه حضرت عباس بعدِ برخاستن از آن مجلس ‹ 816 › حضرت على [ ( عليه السلام ) ] را تخطئه فرمود وگفت كه : غلط كرديد كه از دست خود به فقرا نداديد ، ودر قبض خود نياورديد ، مِن بعد خلفا به دست آويز آنكه شما از خود موقوف كرديد ، اين حصه را به شما نخواهند داد . حالا مسأله خمس مفصل بر هر سه مذهب بايد شنيد : نزد شيعه هركس كه امام باشد ، نصف خمس را خود گيرد ، ونصف ثاني را در يتامى ومساكين ومسافران به قدر [ حاجت ] ( 2 ) قسمت نمايد ، وخمس به اعتقاد ايشان در هفت چيز واجب بود : أول : غنيمت كه از كافران حربي به دست آيد هر مقدار كه باشد . دوم : هر كانى كه باشد ، مثل فيروزه ومسّ وگل ارمنى ومانند آن ، به شرط آنكه بعد از اخراجات ضروري مثل كندن وصاف نمودن ، قيمت آنچه بماند بيست مثقال شرعي طلا باشد .

--> 1 . زيادة از مصدر . 2 . زيادة از مصدر .