سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

21

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

متضمن مفاسد حاليه ووقتيه باشد ، تعزير نمايد ، وضبط مال نيز نوعي است از تعزير . وآنچه در طعن آورده‌اند كه : عمر اعتراف به خطا نمود . پس خطا است در نقل ، در هيچ روايت اعتراف به خطا نيامده . آرى اينقدر صحيح است كه گفت : ( كلّ الناس أفقه من عمر . . ) إلى آخره . واين از باب تواضع وهضم نفس وحسن خلق است كه زنى جاهله - به تعمق بسيار - آيتي را براي مطلب خود سند آورده است ، اگر استناد أو را به توجيهات حقه باطل كنم ( 1 ) دل شكسته مىشود وباز رغبت به استنباط معاني از كتاب الله نمىنمايد ، لابد أو را تحسين وآفرين ، وخود را به حساب أو معترف وقائل وانمايم كه آينده أو را وديگران را تحريص باشد بر تتبع معاني قرآن واستنباط دقائق أو . واين تأدب با كتاب الله وحرص بر اشتغال مردم به اجتهاد واستنباط از قرآن كه از اين قصه عمر وقصص ديگر أو ثابت مىشود ، منقبتى است كه مخصوص به أو است والا كدام رئيس جزئي گوارا مىكند كه أو را - به حضور أعيان وأكابر - زنى نادان قائل وملزم گرداند وأو سكوت نمايد ؟ ! چه جاى آنكه أو را تحسين وآفرين كند !

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( كنيم ) آمده است .