سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

18

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

گنج فراوان پس باز مگيريد ( 1 ) آن را از ايشان ، تو كيستى كه باز مىستانى مهرهاى داده را ؟ ! گو فراوان وگران باشد ، عمر قائل شد واعتراف ‹ 701 › به خطاى خود نموده وگفت : كلّ الناس أفقه من عمر حتّى المخدّرات في الحجال . محل طعن آنكه سكوت عمر از جواب آن زن دليل عجز أو است ، وهركه از عهده جواب يك زن نمىتواند برآمد چگونه قابل امامت باشد ؟ ! جواب از اين طعن آنكه سكوت عمر از جواب [ آن ] ( 2 ) زن نه بنابر عجز أو است از جواب با صواب ، تا ثبوت خطاى أو في الواقع لازم آيد ، بلكه بنابر كمال أدب است با كتاب الله كه در مقابله آن چون وچرا نمودن وفنون دانشمندى وتوجيه خرج كردن مناسب حال أعاظم أهل ايمان نيست ، ايشان را غير از تسليم وانقياد به ظاهر ألفاظ هيچ راست نمىآيد ، والا اگر مقصود آن زن از تلاوت اين آية اثبات رضاى الهى به مغالات مهور بود پس صريح خلاف فهم پيغمبر است ; زيرا كه در أحاديث صحيحه نهى واقع است از آن : روى الخطابي - في غريب الحديث - عن النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم : « تياسروا في الصّداق فإن الرجل ليعطي المرأة حتّى يبقى في نفسه حسيكة » ( 3 ) .

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مىگيريد ) آمده است . 2 . زيادة از مصدر . 3 . كنز العمال 16 / 324 .