سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

643

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

حتماً نشود ، به خلاف قصه مغيره كه تلقين عمر شاهد را حتماً موجب ايقاع شهود ثلاثة در مكروه بوده ، پس فرق واضح است . وچگونه چنين فعل شنيع عمر را كه خود عمر به سبب آن خوف سنگبارى از آسمان داشت ‹ 699 › بر فعل جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) - كه بر تقدير ثبوت ، حجت أهل ايمان واسلام است - قياس توان كرد ؟ ! وعلاوة بر اين عدم جواز تلقين شاهد حسب افاده مخاطب وإسحاق هروى واضح شده . پس استدلال بر منع از اقرار به سرقت ، بر جواز آن ، خبط صريح ومجازفه قبيح است . اما ادعاى ابن أبي الحديد كه در منع از اقرار به سرقت ، اغراى أهل فساد به سرقت است . پس ناشى از اغواى أصل فساد ومنبع عناد است ، چه بعد اثبات امرى بر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، آن امر را موجب اغراى أهل فساد دانستن ، كمال جسارت وخسارت است ، وكار هيچ مسلمى نيست كه در فعل جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اغراى أهل فساد ثابت سازد . وعجب است كه مخاطب هم اين خرافه سراسر خسارت را نقل كرده ، وبه شناعت آن مبالاتى نكرده ، بلكه اغراراً به اغواى شيطان ، به اغوا مبدل ساخته .