سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
622
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
سائر كه : ( مدعى سست ( 1 ) گواه چيست ) ؟ نهم : آنكه قول عمر : ( والله ما أظنّ أبابكرة كذب عليك ) دلالت صريحه دارد بر آنكه از ابوبكره قذف مغيره واقع نشده ، والا اگر قذف از ابوبكره واقع مىشد ، كذب ابوبكره ثابت مىشد ، چنانچه از عبارت " سهام ثاقبه " ظاهر مىشود ، ودر اين صورت حلف عمر بر عدم ظنّ كذب ابوبكره مخالف واقع خواهد بود ، پس حكم به تقدم قذف از ابوبكره ، ونيز حكم به اصابه عمر در صرف حدّ از مغيره به تلقين شاهد رابع ، اگر چه يك طعن را از عمر برمىگرداند ، ليكن در مطاعن ديگر مثل آن مبتلا مىگرداند . دهم : آنكه اظهار عمر ملازمه خوف سنگبارى را خود از آسمان با ديدن مغيره كثير العدوان أدلّ دليل وأقوى برهان است بر آنكه از اين شهود ثلاثة أصلا قذف واقع نشده ، ورنة ظاهر است كه اگر از اين شهود صرف قذف متقدم در بصره واقع مىشد وجهي براي خوف عمر نبود ، چه جا كه قذف متأخر هم با آن مجتمع شود . يازدهم : آنكه بنابر اين وجهي نبود براي شاق آمدن شهادت هر سه شهود بر عمر ، چه در صورت تقدم قذف اين اعاده قذف بود نه اداى شهادت ، پس
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .