سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
615
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
نمى كردند ، عمر لا محالة ايشان را حدّ قذف مىزد ( 1 ) ، چه ظاهر است كه هرگاه قذف از اين شهود در بصره واقع شده باشد ، وبه سبب آن مستوجب حدّ قذف گرديده باشند ، باز تعليل اسقاط حدّ به تفرق شهود از مرتبه اعتبار ساقط ، واز پايه اعتماد هابط است ، چه جمع در اين هر دو تأويل ممكن نيست ، هرگاه قذف از اين شهود در بصره واقع شد ، ونزد عمر ثابت گرديد ، اجراى حدّ قذف بر ايشان واجب شد ، وطلب شهادت از ايشان بر زناى مغيره بار دگر وجهي از جواز ندارد تا قذف ايشان به سبب تفرّق شهود ثابت شود ! يازدهم : آنكه اگر در حضور شهود تفرق واقع مىشد ، وعمر آن را قادح در ثبوت حدّ مىدانست ، چرا بر أو شهادت سه شاهد شاق وناگوار مىآمد ؟ حال آنكه در روايت بيهقى مذكور است : ( فشقّ على عمر حين شهد هؤلاء الثلاثة ) ، وظاهر است كه اگر شهود متفرق مىبودند ، وعمر آن را قادح در ثبوت حدّ مىدانست ، هرگاه اين سه كس شهادت داده بودند ، اجراى حدّ قذف بر ايشان مىكرد ، وقولي وفعلى ظاهر نمىكرد كه به سبب آن حاضرين را علم به شاقّ آمدن اين شهادت بر أو به هم مىرسيد . واگر گويند كه : مراد از شاقّ آمدن شهادت اين شهود آن است كه چون
--> 1 . حاشية تحفه اثناعشريه : 590 ، عين عبارت أو عن قريب خواهد آمد .