سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

560

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

شهادت به استبطان مغيره أم جميل را داده ( 1 ) ; وظاهر است كه أم جميل منكوحه مغيره نبود . اما امر أول : پس بيانش اين است كه ضمير مجرور در قول أو : ( مستبطنها ) راجع به أم جميل است ، چه در عبارت كابلى - سابق از اين قول - ذكر هيچ زنى ديگر غير أم جميل نيامده كه اين ضمير راجع به أو تواند شد ، پس لا محاله راجع به أم جميل باشد . واما اينكه أم جميل منكوحه مغيره نبوده : پس اين هم از عبارت كابلى ظاهر است ، چه شاهد أول - حسب نقل كابلى - شهادت به ولوج در أم جميل مثل ولوج مرود ( 2 ) را در مكحله داده ، وهمچنين شاهد ثاني وثالث ; وبه سبب همين شهادت عمر اين سه كس را حدّ قذف زده ، پس ثابت شد كه أم جميل منكوحه [ مغيره ] نبوده ورنة اگر - قطعاً يا احتمالا - أم جميل حليله مغيره مىبود ; به اين شهادت ، شهود ثلاثة مستحق حدّ قذف نمىشدند . خلاصه از عبارت كابلى ظاهر است كه به نسبت زن واحده ، شهادت شهود أربعة واقع شده ، فرق اين است كه سه شاهد شهادت ولوج هم دادند ، وزياد خروج از ولوج نموده ، بر محض مقدمات اكتفا كرده . پس ثابت شد كه حسب تصريح كابلى شهادت زياد بر استبطان مغيره زن اجنبيه را واقع شده .

--> 1 . الصواقع ، ورق : 265 . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مرد ) آمده است .