سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
534
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وجه أول از طعن مبنى بر آن است كه عمر ردّ وحى كرد ، وجميع أقوال پيغمبر وحى است ; لقوله تعالى : ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إلاّ وَحْيٌ يُوحى ) ( 1 ) . ودر هر دو مقدمه خلل بيّن است : اما أول پس از آن جهت كه عمر ردّ قول آن حضرت ننمود ، بلكه ترفيه وآرام وراحت دادن پيغمبر ورنج نكشيدن آن جناب در حالت شدت بيمارى منظور داشت . ( 2 ) انتهى . از اين عبارت صاف ظاهر است كه مخاطب دعوى كرده كه عمر ترفيه وآرام وراحت دادن پيغمبر ورنج نكشيدن آن جناب منظور داشت ; واين صريح دعواي اطلاع بر قصد واراده عمرى است . پس كمال حيرت است كه اگر أهل حق ‹ 660 › دلالت أقوال عمرى را بر اراده وقصد أو كه موافق اين أقوال است ادعا كنند ، مخاطب در ردّ وابطال آن كوشد ، وعلم را به اراده وقصد مخصوص به خداى تعالى گرداند ، وخود بر خلاف كلام شآمت نظام عمر كه دلالت بر كمال ايذا وايلام سرور أنام دارد - أعني : إن الرجل ليهجر - كه شناعت آن سابقاً دانستى ( 3 ) ، علم به قصد واراده عمر كه أو ترفيه وآرام وراحت آن حضرت منظور داشت به هم رساند !
--> 1 . النجم ( 53 ) : 3 - 4 . 2 . تحفه اثنا عشريه : 285 . 3 . مراجعه شود به طعن دوم عمر .