سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

492

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

المكحلة ، فجاء زياد ، فقال عمر : جاء رجل لا يشهد إلاّ بالحقّ ، فقال : رأيت مجلساً قبيحاً ، وابتهاراً ، فجلّدهم عمر الحدّ . عب ( 1 ) . پس هرگاه گفتن عمر اين كلمه - يعنى : ( أرى وجه رجل لا يفضح الله به رجلا من المسلمين ) . . أو ما يماثلها - حسب تصريح صاحب " مغنى " وروايات ثقات واعلام أهل سنت مثل عبد الرزاق وبيهقى وطبرانى وابوالفداء وابن خلّكان وابن شحنه وابن حجر عسقلانى وسيوطى ومتقى ثابت باشد ، آن را افتراى فضيح وغلط صريح گفتن ، به غايت عجيب وغريب است . آيا اين أئمة اعلام از مفتريان وكذابان بر خليفه خود عمر بن الخطاب بودند ؟ ! واگر ايشان افترايى هم بر عمر بسته باشند ، أهل سنت رگِ گردن به جواب أهل حق نمىتوانند دراز ساخت ; واستدلال به آن صحيح ، وتكذيب وتفضيح اين اعلام به مقابله شيعه كارى نمىگشايد . اما آنچه گفته : آرى مغيرة بن شعبه اين كلمه در آن وقت گفته بود وهر كه را نوبت به جان مىرسد چيزها مىگويد وتملقها مىكند ، اگر شاهد حسبةً لله براي گواهى آمده بود ، أو را پاس گفته مغيره چرا بود ؟ ! پس رواياتى كه سابقاً منقول شد ، در آن گفتن مغيرة بن شعبه اين كلمه را

--> 1 . [ الف ] نشان سابق . [ كنز العمال 5 / 452 ] .