سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
474
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
خوف وتقيه مرتفع شود ، پس أولا بر ذمه مخاطب لازم است كه ثابت سازد كه در اين وقت اين حاضرين را در مخالفت عمر وانكار ومجاهرت ، خوف وتقيه نبود ، ودونه خرط القتاد . وعن قريب مىدانى كه ولى الله در " إزالة الخفا " تصريح نموده به آنكه در زمان شيخين - بعد عزم خليفه بر چيزى - مجال مخالفت نبود ! ( 1 ) رابعاً : آنكه محتمل است كه علاوة بر آنچه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ارشاد فرموده وحسّان بن ثابت گفته ، كسى ديگر از صحابه هم در اين قصه انكارى كرده باشد ، ليكن نقل نشده باشد ، چه عدم نقل ، دليل نفى آن در واقع نمىتواند شد . وخامساً : خود مخاطب در باب امامت به جواب مطاعن نواصب ( 2 ) اجماع سكوتى را مثل اجماع ظنّى حجت ودليل ندانسته كه تصريح به جواز مخالفت ‹ 640 › آن نموده ، پس هرگاه اجماع سكوتى دليل وحجت نباشد ، ومخالفت آن جايز باشد ، اگر بالفرض اجماع سكوتى بر فعل عمر ثابت هم شود ، آن دليل حقيت فعل أو وبطلان طعن أهل حق بر أو نمىتواند شد . وعبارت مخاطب در مقام مذكور اين است : واجماعى كه در عهد عمر بر منع بيع أمهات أولاد انعقاد يافته بود ، اجماع
--> 1 . إزالة الخفاء 2 / 140 . 2 . در [ الف ] ( نواصب ) خوانا نيست .