سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
467
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
تصريح أو به عصمت آن حضرت در جميع افعال شنيدى تا آنكه از گفتن اين معنا كه افعال آن حضرت مطابق حق است ابا كرده ، بلكه افاده كرده كه : حق مطابق افعال آن حضرت است ، وحق امرى است منعكس از افعال آن حضرت ، مثل ضوء منعكس از شمس ( 1 ) . پس كسى كه عصمتش به حدى رسيده باشد كه نتوان گفت كه افعال أو مطابق حق بوده ، بلكه حق مطابق افعال جنابش بوده ، وحق امرى بود منعكس از افعال آن حضرت مثل انعكاس ضوء از شمس ، به جناب أو چنين خرافات نسبت كردن - اعني آن حضرت را - معاذ الله - مثل مغلوب وسكران گردانيدن ، وبه ترك تأنى وتثبّت كه عين حق است ، وترك امتياز حق از باطل ، وايثار استعجال مذموم كه باعث عدم انتظام امر خلافت شده ، وعدم مبالات به ثوران فتنه ، وعدم رعايت مصلحت ومجانبت از صحو وتأنى ودوربينى وغير ذلك منسوب ساختن - ضلالتي است بيّن كه شناعت آن پايانى ندارد . ونيز ولى الله در همين كتاب " قرة العينين " به جواب طعن تحريم متعه از مطاعن عمر گفته : واگر سائل عود كند وگويد كه : حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] نهى از متعه روز
--> 1 . كلام أو در طعن هشتم أبو بكر از التفهيمات الإلهية 2 / 19 گذشت .