سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
380
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
نمى شود كه مدعيان أهل بصره رو بروى عمر آمده ، دعوى زناى مغيره كرده باشند . پس تر بدان كه مخاطب با وصف نقل اين قصه از طبري نام سه شاهد ذكر نكرده وبه اخفاى آن پرداخته ، حال آنكه در " تاريخ طبري " به تصريح مذكور است كه : ايشان ابوبكره ونافع بن كلده وشبل بن معبد بودند ، وابن روزبهان وكابلى نام هر چهار شاهد را مخفى ساختهاند ، ودر اين اخفا واجمال واهمال غرض عظيمى مطوى است ، وآن اخفاى اين معناست كه اين شهود صحابه بودند ! چه در ما بعد مىدانى كه ابوبكره وشبل ونافع به تصريح نووى صحابهاند ، پس اخفاى نام اينها به اين سبب است كه نسبت كذب وزور به ايشان - در نسبت زنا به مغيره - آسان شود . واز لطائف آن است كه مخاطب براي تصديق خود - كه به ابن جرير طبري در متن قصه ، مغيره را به نحوى كه ذكر كرده نسبت داده - در " حاشية " عبارتى عربى نقل نموده ، وآن را به " تاريخ طبري " منسوب ساخته ، حال آنكه آن عبارت أصل " تاريخ طبري " نيست ( 1 ) ، شايد از بعض مختصرات آن
--> 1 . شايان ذكر است كه اين نكته اختصاص به اين مورد خاص ندارد ، بلكه مطالب متعددى كه در " حاشية تحفه " از طبري نقل كرده ، در " تاريخ طبري " مطبوع يافت نشد !