سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
37
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
از اين حديث به صراحت ثابت شد كه عمر با وجود علم به حمل اين زن از راه جهل ، حكم به رجمش داده . مخفى نماند كه از حديث معاذ سواي جهل عمر به عدم جواز رجم حامله ، طعنى ديگر هم به عمر عايد مىشود ، وآن اينكه از اين حديث ظاهر است كه : أولا : عمر حمل آن زن را بعد از غيبت زوج تا دو سال دليل زناى زن مذكوره گردانيده ، حكم به رجمش داده بود . وبعدِ ولادت بچه كه دندان داشت وشبيه پدرش بود ، حكم به ثبوت نسب ، وعدم زناى زن مذكوره كرده ، أو را رجم نساخت . پس اگر حكم أول حق باشد ، حكم ثاني غير جايز ومداهنه در حدود باشد ، واگر حكم ثاني صواب بود ، معلوم شد كه در حكم أول از مدت حمل هم جاهل بود ، چنانكه از عدم جواز رجم حامله نادان بود . اما آنچه گفته : جواب از اين طعن آنكه در نقل اين قصهها خيانت به كار بردهاند . . . إلى آخر . پس ادعاى خيانت شيعه در نقل اين قصهها ; كذب وبهتان وافتراى محض است ، بلى إذا لم تستحي فاصنع ما شئت ! بحمد الله مثل صبح روشن واضح است كه قصه هايى كه شيعه ذكر كردهاند ، هرگز در آن خيانتى واقع نشده ، بلكه آنچه نقل كردهاند ، موافق كتب معتبره أهل سنت است ، وخيانت