سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

27

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

پس معلوم شد كه مسأله عدم رجم مجنونه ، حضرت عمر را معلوم بود ، وآنچه معلوم نبود مجنون بودن اين زن بالخصوص بود ، وظاهر است كه جنون چون مطبق نباشد ، وصاحب آن حركات وأصوات بي ربط ننمايد ، هيچ به حس وعقل دريافته نمىشود ; زيرا كه صورت مجنون از صورت عاقل ممتاز نمىنمايد ، وأمور حسية وعقلية را ندانستن ، نقصان در نبوت نمىكند ، چه جاى در امامت ! سابق از روايت شريف مرتضى در كتاب " الدرر والغرر " منقول شده كه : جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم را بر حقيقت حال آن قبطي كه نزد ماريه قبطيه آمد ورفت مىكرد ، هيچ اطلاعى نبود كه مجبوب است يا عنين يا سالم الأعضاء وفحل . ونيز پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم را حال آن زن كه حديثة النفاس بود نيز معلوم نبود كه خون أو منقطع شده است يا نه . اگر عمر را هم اطلاعى بر حمل زنى يا جنون زن ديگر نباشد ، كدام شرط امامت أو مختل مىشود ؟ ! آنچه شرط امامت است معرفت احكام شرعيه است ، نه معرفت حسيات خفيه يا عقليات جزئيه ، ومعرفت جميع احكام شرعيه بالفعل ، نه در نبوت شرط است ونه در امامت ، نبىّ را به وحى احكام شرعيه معلوم مىشود ، وامام را به اجتهاد ، وبسا كه در اجتهاد خطا واقع مىشود ، چنانچه در " ترمذى " موجود است :