سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
24
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
« إنّما أنا بشر ، وإنكم تختصمون إليّ ، وإن بعضكم ألحن بحجّته من بعض ، فمن قضيت له بحقّ أخيه فإنّما أقطع له قطعة من نار ( 1 ) » . ونيز در " سنن أبي داود " موجود است كه : چون ابيض بن حمال مآربي از آن حضرت درخواستِ اَقطاع كان نمك كرد ، در أول وهله به سبب بي اطلاعى أو را اقطاع فرمود ، وهرگاه كه آن جناب عليه [ وآله ] السلام را مطلع كردند كه آن كان تيار ( 2 ) است ، ونمك درست از آن بي حاجتِ عمل وصنعت بر مىآيد ، از وى باز گرفت ، ودانست كه حق جميع مسلمين به آن متعلق شده ، تخصيص يكى به ملك آن جائز نيست . ونيز در " جامع ترمذى " روايت صحيح موجود است از وائل بن حجر كندى كه : زنى در زمان آن سرور از خانه خود به اراده دريافتن جماعت بر آمد ، در كوچه مردى با أو در خورد وأو را به اكراه بر زمين انداخت وجماع كرد ، پس آن زن ناله وفرياد برداشت ، آن مرد گريخته رفت ، مردى ديگر ، متصل آن زن مىگذشت ، آن زن نشان داد كه اين مرد است كه با من به اكراه زنا كرده ، أو را
--> 1 . تفسير منسوب به امام عسكرى ( عليه السلام ) : 284 ، وسائل الشيعة 27 / 233 ، سنن نسائي 8 / 233 . 2 . كان : معدن . تيار : درست ، تمام ، راست ، كامل ، مهيا ، معدّ ، صحيح . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .