سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
222
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
طلب كرد زن ميراث زوج خود [ را ] كه پدر اين خلق عجيب بود ، پس عمر طلب ساخت أصحاب حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) [ را ] واز ايشان پرسيد ، جوابي در اين باب ندادند ، پس جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) را طلب ساخت ، آن جناب فرمود كه : « اين امرى است كه خواهد بود براي آن خبري ، پس اين زن را حبس كن وهم پسرش را ، ومالشان را قبض كن ، وكسى را به خدمت ايشان مأمور ساز ، ونفقه به ايشان ده » ، پس عمر چنين كرد ، بعد آن ، آن زن بمرد ، وآن خلق جوان شد وميراث طلب كرد ، پس حكم كرد جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) كه يك خادمي خصى براي خدمت هر دو فرج أو مقرر شود ، ومتولى خدمات محارم گردد ، بعد از اين يك بدن طلب مجامعت كرد ، پس عمر نزد جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) گفته فرستاد كه : چه مىيابى در امر اين هر دو ؟ ! اگر مىخواهد يكى از ايشان چيزى را ، ديگرى مخالفت مىنمايد ، وبالعكس ، تا آنكه در اين ساعت يكى جماع طلب كرده ! پس فرمود جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) : « الله أكبر ! خدا بزرگ تر است از اينكه بنمايد عبدي را كه برادرش با زوجه خود جماع كند ، وليكن مشغول كنيد أو را سه روز كه عن قريب خداى تعالى حكم خود در اين جارى خواهد فرمود ، وآن كس جماع نخواسته مگر در قرب موت » ، پس أو بعدِ سه روز مرد ، وعمر أصحاب حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را جمع نمود ، ومشاوره به ايشان ساخت ، پس بعض أصحاب گفتند كه : قطع كن مرده را تا كه جدا شود مرده از زنده ، وأو را