سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

191

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

حاصل آنكه : از سعيد بن المسيب مروى است كه : عمر سؤال كرد جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را از ميراث كلاله ، فرمود آن جناب كه : « آيا نيست كه بيان كرده است خداى تعالى اين را ؟ ! » بعد از آن ، آن جناب آية : ( وَاِنْ كانَ رَجُلٌ . . ) ( 1 ) إلى آخر الآية ، خواند ، پس گويا عمر معناى آية را نفهميد ، پس نازل كرد حق تعالى آية ديگر را ، پس عمر آن را هم نفهميد ، پس گفت به حفصة كه : وقتي كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را مسرور وخوش يأبى ، پس سؤال كن آن جناب را از مسأله كلاله ، پس از آن حضرت سؤال اين مسأله كرد ، پس جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود كه : « پدر تو ذكر كرده اين را به تو ، نمىبينم پدر تو را كه بداند اين مسأله را گاهى ( 2 ) » ، پس عمر مىگفت كه : نمىبينم كه بدانم اين مسأله را گاهى ( 3 ) وحال آنكه فرموده است جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) آنچه فرموده است . واين حديث را ابن راهويه وابن مردويه روايت كرده‌اند ، وآن صحيح است . انتهى . از اين حديث ظاهر است كه عمر از فهم مسأله كلاله عاجز بوده ونمىتوانست كه آن را با وصف ارشادات مكرر بفهمد ، پس كمال حيرت

--> 1 . النساء ( 4 ) : 12 . 2 . يعنى : هيچ گاه . 3 . يعنى : هيچ گاه .