سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
83
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى ) ( 1 ) ، در هيچ حكمي از احكام شرعيه إلهية - كه نصب امام از آن جمله است - بىوحى حكمي نمىفرمودند ، اگر أو را ميل فتنه واختلاف در كلمه أمت نبود ، بايستى از طلب آن حضرت كاغذ ودوات [ را ] از براي آنكه كتابي بنويسد كه بعد از وى أمت آن سرور گمراه نشود خوشحال گشته ، با سائر أصحاب در آن باب موافقت مىورزيد ، بلكه اگر جمعى ديگر از أهل نفاق در اين امر تهاون جايز مىداشتند ، أو در اين باب سعى واهتمام تمام مبذول داشته ، آن نوشته را از حضرت مىگرفت تا فاروق ميان حق وباطل بر وى از روى حقيقت صادق مىآمد ( 2 ) ، چه جاى آنكه بادي ( 3 ) منع آن باشد ، به آن غلظت وركاكت عبارت كه موافق ومخالف آن را در كتب خود روايت نمودهاند ، چه در جميع “ صحاح سته “ متسميان به أهل سنت وجماعت - كه في الحقيقة أهل سنه ومجاعت اند - مسطور است كه : چون پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) دوات وكاغذ طلبيد ، وعمر در برابر آن عبارت ركيكه گفت ، در ميان أصحابي كه در مجلس حاضر بودند ، نزاع وخصومت به هم رسيد ، پس بعضي از أصحاب كه غرض ايشان عدم اختلاف وانشعاب أمت بود ، اين معنا را غنيمت دانسته ، در آن مقام شدند كه دوات وكاغذ را حاضر بايد ساخت ، وبعضي ديگر با عمر موافقت نموده ، از آوردن دوات وكاغذ
--> 1 . النجم ( 53 ) : 3 - 4 . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مىآيد ) آمده است . 3 . در مصدر ( باني ) .