سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
481
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وذهول ونسيان وسهو در أمور غير ضرورية واقع مىشود ، ‹ 501 › نه در أمور جليّه بديهية ; وجواز طريان موت بر هر جاندارى ، از اجلاى بديهات وضروريات است . اما آنچه گفته : از آيات قرآني اكثرى را در حالت غم وحزن وجزع وفزع غفلتها واقع مىشود به حكم بشريت ، جاى طعن وملامت نمىباشد . پس بدان كه أولا : - على الالزام - آنكه عمر خود به قسم گفته كه : من قبل از اين روز به نزول اين آية علم نداشتم - كما في الرواية المنقولة عن البيهقي في كنز العمال - پس ثابت شد كه عمر از اين آية جاهل بود ، نه آنكه أو عالم به آن بوده ، وبه جهت غم وحزن وجزع وفزع أو را غفلت از آن رو داده ، پس كسى كه از جواز وفات حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) - كه به آيات قرآنيه وأحاديث نبويه وبه بداهت عقل واتفاق جميع عقلا ثابت است - جاهل باشد ، البتة در كمال مرتبه از جهل وبي عقلي است . وثانياً : - على التحقيق - آنكه دانستى كه أو از موت حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) جاهل نبود ، بلكه مىدانست كه آن جناب وفات يافته ، ليكن به جهت خدع ومكر بر اين كذب - كه مفضى به استهزا وكمال بي اعتنايى به امر دين است - عمداً ديده ودانسته اقدام نموده .