سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
46
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
در سياست مدنيه ، ومصالح مُلكى وتدبيرات دنيوي ، چنانچه زبانى به آن چيزها وصيت فرمود . وچيز سوم - كه در اين روايت فراموش شده - تجهيز جيش اسامة است كه در روايت ديگر ثابت است ، وادلّ دليل بر اين مدعا آن است كه چون بار ديگر أصحاب از آوردن دوات وشانه پرسيدند ، در جواب فرمود كه : « فالذي أنا فيه خير ممّا تدعونني إليه » يعنى : شما مىخواهيد كه وصيت نامه بنويسم ومن مشغول الباطن أم به مشاهده حق تعالى وقرب ومناجاة أو جلّ شأنه ، واگر منظور نوشتن أمور دينيه يا تبليغ وحى مىشد ، معناى خيريت درست نمىگشت ; زيرا كه به اجماع در حق أنبيا بهتر از تبليغ وحى وترويج احكام دين عبادتي نيست . ونيز از اين روايت ظاهر شد كه چون آن حضرت بار ديگر جواب بىتعلقى ووارستگى از اين عالم به أصحاب ارشاد فرمود ، حاضران را يأسى وحسرتي دامن گير حال شد ، عمر بن الخطاب براي تسلى آنها اين عبارت گفت كه : اين جواب ترش پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم به شما نه از راه عتاب وغضب است بر شما ، بلكه به سبب شدت درد سر است كه موجب تنگ مزاجى گشته واز وارستگى پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم مأيوس نشويد كه كتاب الله كافى وشافى است براي تربيت شما وپاس دين وايمان شما . از اينجا معلوم شد كه اين كلام عمر بن الخطاب بعد از اين گفت وشنيد در مقام تسليت أصحاب واقع شده ، نه در مقام ممانعت از كتابت !