سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
443
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
[ به ] ذيول طاهره ايشان را مثل تمسكِ قرآن واجب ولازم داده ، پس در فعل جناب أمير ( عليه السلام ) وفعل ابن خطاب فرقِ زمين وآسمان - بنابر مذهب أهل سنت هم - ثابت شد . ونيز كابلى بعدِ نقل قصه حرب جمل - به طورى كه مخاطب در ما بعد نقل كرده - تصريح نموده به اينكه : حرب جمل به قصد طرفين نبوده ، حيث قال : فهذا الحرب لم يكن عن عزيمة من الفريقين ( 1 ) . هرگاه حرب جمل به قصد جناب أمير ( عليه السلام ) نباشد ، پس اهانتى وذلتى كه به عايشه رسيده ، نيز به قصد آن جناب نباشد ، وظاهر است كه اين تخويف وتهديد از عمر به قصد واقع شده ، پس امرى كه بي قصد واقع شده آن را بر امرى كه به قصد واقع نشده قياس نتوان كرد . اما آنچه گفته : وعلى الخصوص وقتي كه طعن متوجه بر عمر بن الخطاب باشد كه نزد أو خلافت أبو بكر متعين بود به حقيت . پس بنابر اين بايد كه تهديد وتخويف عمر جماعت مذكورين را نيز صحيح نباشد ; زيرا كه چنانچه عمر يقين به حقيت خلافت أبو بكر داشت ، جماعت مذكورين تيقن به بطلان خلافت أبو بكر داشتند . اما آنچه گفته : در آن وقت منازعى ومخالفى كه هم جنب أبو بكر باشد ، واز مخالفت أو حسابي برتوان داشت در ميان نه .
--> 1 . الصواقع ، ورق : 290 - 291 ، وانظر : ورق 282 ، 294 .