سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

420

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

خويش پيش نظر نهاده ، همچنين در أكثر مقامات مخالفت دعاوى خويش وتكذيب إفادات خود هم به اهتمام تمام نموده ! واين مقام نيز از آن جمله است . آيا ملاحظه نمىكنى كه در باب امامت در اثبات مدح وثناى جميع صحابه على العموم ، به غرض اثبات خلافت خليفه أول ، چه قسم مبالغات ركيكه كه نكرده ، ودر جواب مطاعن صحابه چها مساعي كه در تبرئه وتطهير ذيول ايشان از مطاعن ومعايب كه آغاز ننهاده ، حال آنكه بعض آن مطاعن بلاشبهه از آنچه در اينجا در حق اين صحابه ياد كرده به مراتب خفيف تر است ; زيرا كه عن قريب در جواب مطاعن صحابه خواهد گفت : ونيز بايد ديد ، ( وَلكِنَّ اللّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإيمانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيانَ ) ( 1 ) خطاب به كدام گروه است ؟ واين فعل شنيع يعنى احراق خانه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) واندر پهلوى مباركش شمشير خلانيدن ، فسوق وعصيان است يا نه ؟ ( 2 ) انتهى . از اين كلام به غايت وضوح ظاهر است كه صدور فسوق وعصيان از صحابه محال وممتنع است ، پس - لله الحمد والمنة - ثابت شد كه اين جماعت صحابه كه در خانه جناب حضرت فاطمه ( عليها السلام ) مجتمع مىشدند ، وبه تصريح مخاطب برهم زدن خلافت أبى بكر مىخواستند ، هرگز مرتكب فعلى

--> 1 . الحجرات ( 49 ) : 7 . 2 . تحفه اثناعشريه : 346 .