سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
412
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
أمير ( عليه السلام ) هم بود ، واينها خلافت أبى بكر را باطل دانند ، اجماع متحقق نمىتواند شد ، پس اگر قبلِ تحقق اجماع ، اين جماعت اراده افساد خلافت أبى بكر كنند ، مستحق تعزير وتهديد نمىتوانند شد . ومحتجب نماند كه از روايات سابقه به كمال وضوح ظاهر گرديده كه در اين جماعت جناب أمير ( عليه السلام ) هم داخل بوده ، ونيز از اين جماعت زبير وديگر أجلّه صحابه بودند ، وفاضل ناصب ، نصب وعداوت عترت طاهره نصب العين داشته ، واز اعتقاد به جلالت وعظمت وتبجيل وتعظيم صحابه - كه به كمال مباهات وافتخار ادعاى آن دارد - دست برداشته ، در اين مقام نهايت تهجين وتوهينِ اين جماعت كرده ، چند بار مرتكب كفر صريح وضلال قبيح گرديده : أول : آنكه اين جماعت را لايق تهديد وتخويف وايذا واهانت دانسته . دوم : آنكه نسبت جنايت به ايشان به كناية أبلغ من التصريح كرده . سوم : آنكه ايشان را أصحاب فتنه وفساد گفته . چهارم : آنكه به ادعاى مكدر وناخوش بودن حضرت فاطمه ( عليها السلام ) از نشست وبرخاست اين جماعت ، توهين ايشان كرده . پنجم : آنكه حال اين جماعت را مماثل حال كساني كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) تهديد ايشان به جهت ترك نماز جماعت كرده ، ونزد جمهور أهل سنت ايشان منافقين بودند ، گردانيده . ششم : آنكه ترك اقتداى امام به حق ، به ايشان منسوب ساخته .