سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
37
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
يك بار عمر بن الخطاب نسخه [ اى ] از تورات آورده مىخواند آن جناب أو را منع فرمود ، پس در اين وقت كه خلاف اين عادت مقرره ، سواي قرآن به دست خود نوشتن فرمود ، كمال تعجب حاضرين را رو داد ، وهيچ نفهميدند از اين راه ذكر ‹ 361 › هذيان - به طريق استفهام انكارى ، يا استفهام تعجبي - بر زبان بعضي از ايشان ( 1 ) گذشت ، واگر غرض ايشان اثبات هذيان بر پيغمبر مىشد اين نمىگفتند كه : باز پرسيد ، بلكه مىگفتند كه : بگذاريد ، كلام هذيان را اعتباري نيست . وتفصيل كلام در اين مقام آن است كه : ( هَجْر ) در لغت عرب به معناى اختلاط كلام است به وجهي كه فهميده نشود ، واين اختلاط دو قسم مىباشد در حصول يك قسم أنبيا را ، هيچ كس را نزاعي نيست ، وآن آن است كه به سبب بحّة الصوت وغلبه خشكى بر زبان ، وضعف آلات نطق وتكلم مخارج حروف كما ينبغي مبيّن نشود ، وألفاظ به وجه نيك مسموع نگردد ، ودر لحوق اين حالت به أنبيا نقصانى نيست ; زيرا كه از اعراض وتوابع مرض است ، وپيغمبر ما را نيز به اجماع أهل سير بحّة الصوت در مرض موت عارض شده بود ، چنانچه در كتب صحيحه أحاديث نيز موجود است . قسم دوم از اختلاط كلام آن است كه به سبب غشى وصعود بخارات به دماغ كه در تبهاى محرقه أكثر مىباشد ، كلام غير منتظم يا خلاف مقصود
--> 1 . [ الف ] در نسخه چهاپه كلكته لفظ : ( بعض از ايشان ) به اصلاح نوشتهاند .