سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
355
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
راه اكراه واجبار ، وناشى از خوف واضطرار بوده ; زيرا كه عمر بن الخطاب هرگاه اينها را تخويف وتهديد به احراق بيت بر ايشان كرد ، وقسم بر آن ياد نمود ، لهذا به خوف وبيم ، بيعت أبو بكر نمودند ، نه آنكه از راه رضا واختيار بيعت أو كردند ، پس اجماع بر بيعت أبى بكر بر هم خورد ، ودليلي براي حقيت خلافتش در دست ايشان نماند كه چيزى كه در آن اين جماعت از أكابر وأعاظم أصحاب داخل نباشند ، وجناب أمير ( عليه السلام ) هم شريك آن نباشد ، چگونه ادعاى اجماع بر آن تواند نمود ؟ ! وچنين اجماعى كه عين خلاف وشقاق است ، چگونه لياقت حجيت دارد ؟ ! چهارم : آنكه از اين روايات ظاهر است كه أبو بكر هم شريك عمر در اجبار واكراه اين صحابه وجناب أمير ( عليه السلام ) بر بيعت خود بود ، وايذا واستخفاف واهانت أهل بيت ( عليهم السلام ) ، وارهاب وتخويف ايشان به امر ورضاى أو واقع شده ، واز اينجاست كه جناب علامه حلى اين قصه را از مطاعن عمر وأبو بكر هر دو ( 1 ) شمرده ( 2 ) . پنجم : آنكه از روايات كتاب “ المختصر “ به غايت وضوح ظاهر است كه : أبو بكر هرگاه عمر را براي آوردن جناب أمير ( عليه السلام ) ، واتباع آن حضرت از بيت
--> 1 . در [ الف ] ( هر دو ) تكرار شده است . 2 . نهج الحق : 271 ( مطاعن أبو بكر ) وصفحه : 275 ( مطاعن عمر ) .