سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
264
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وقوع آمده نه فعل ، وحضرت أمير ( عليه السلام ) فعل را هم به أقصى الغاية رسانيد ، پس در اين مقام زبان طعن در حق عمر گشادن - حال آنكه قول عمر به مراتب كمتر از فعل حضرت أمير ( عليه السلام ) است - مبنى بر تعصب ( 1 ) وعناد است ، لا غير . ودر مقابله أهل سنت فرق بر آوردن كه : خلافت حضرت أمير ( عليه السلام ) حق بود ، پس حفظ انتظام أو ضرور افتاد ، وپاس اُمّ المؤمنين وتعظيم حرم حضرت رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ساقط ‹ 433 › گشت ; وخلافت أبو بكر صديق ناحق بود ، پس براي حفظ انتظام آن خلافت فاسده ، پاس خانه حضرت زهرا ( عليها السلام ) بنت الرسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلم نكردن وبال بر وبال است . كمال ناداني وبي عقلي است ; زيرا كه أهل سنت هر دو خلافت را برابر مىدانند ، وهر دو را حق مىانگارند . على الخصوص وقتي كه طعن متوجه بر عمر بن الخطاب باشد ، ونزد أو خلافت أبو بكر متعين بود به حقيت ، ودر آن وقت منازعى ومخالفي كه هم جنب أبو بكر باشد ، واز مخالفت أو حسابي برتوان داشت در ميان نه ; اين قسم خلافت منتظمه را در أول جوش اسلام - كه هنگام نشو ونماى نهال دين وايمان بود - برهم زدن وارادههاى فاسد نمودن - البتة - موجب قتل وتعزير ، لا أقل موجب تهديد وترهيب است .
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تغضب ) آمده است .