سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

249

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

اما آنچه گفته : وچيز سوم كه در اين روايت فراموش شده ، تجهيز جيش اسامة است كه در روايت ديگر آن را ذكر نموده . پس دليلي بر آن اقامه نكرده ، وما مىگوييم كه : محتمل است كه امر سوم - كه راوي در اين روايت آن را ذكر ننموده يا فراموش كرده - وصيت به خلافت جناب أمير ( عليه السلام ) ، وامر به متابعت أهل بيت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود كه به موجب حديث ثقلين مانع از ضلالت است تا مطابق مضمون « اكتب لكم كتاباً لن تضلوا بعده » باشد ، چنانچه در أحاديث ديگر ثابت است . اما آنچه گفته كه : ادلّ دليل بر اين مدعا آن است كه : چون بار ديگر أصحاب از آوردن دوات وشانه پرسيدند ، در جواب فرمودند كه : « فالذي أنا فيه خير ممّا تدعونني إليه » يعنى : شما مىخواهيد كه وصيت نامه بنويسم . . . إلى آخر . پس مخدوش است به اينكه : از كجا ثابت ‹ 429 › شد كه ضمير مجرور در جمله : « تدعونني إليه » راجع است به كتاب ووصيت نامه ؟ ! زيرا كه در رجوع ضمير احتمالات ديگر نيز گفته‌اند ، ابن الجوزي مىگويد : راجع به سؤال از مصلحت كتابت است ، يعنى : آنچه من آنم در آن از تأهّب براي لقاء خدا وتفكر در آن ونحو آن ، أفضل است از آنچه سؤال مىكنيد شما از مصلحت كتابت وعدم آن .