سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
246
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وثالثاً : اگر چه تأكيد پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بالاتر از تأكيد خدا نبود ، ليكن به اعتقاد مخاطب ، تأكيد عمر البتة بالاتر از تأكيد خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود ! چنانچه در اين باب در كيد يازدهم از باب دوم بدان تصريح كرده ( 1 ) ، ودر اين صورت اگر عمر پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را از تأكيد امر مطلوب ممانعت نمىكرد ، بلكه خود تأييد آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مىنمود ، البتة آن تأكيد پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كه مؤيد به تأكيد عمر مىشد ، نزد مخاطب هم كارى مىگشود . اما آنچه گفته : از اين روايت صريح مستفاد مىشود كه : قبل از تكلم عمر حاضرين تنازع كردند . پس كذب محض وبهتان صرف است ، وهرگز روايات “ صحيحين “ دلالت ندارد بر آنكه تنازع حاضرين قبل از تكلم عمر بوده ، وألفاظ مختلفه
--> 1 . در تحفه اثنا عشريه : 37 در باب دوم ، كيد يازدهم مطلبي مناسب فرمايش ايشان پيدا نشد . شايد مقصود ايشان كلام دهلوى است در طعن يازدهم از مطاعن عمر كه : وآنچه از عمر . . . نقل كردهاند كه أنه قال : وأنا أنهى عنهما ، معنايش همين است كه نهى من در دلهاى شما تأثير بسيار دارد ; زيرا كه خليفه وقتم ودر أمور ديني تشدّد من معلوم شماست ، نبايد كه در اين دو امر تساهل ورزيد ، ودر حقيقت نهى از اين هر دو در قرآن نازل است ، وخود پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم فرموده . مراجعه شود به : تحفة اثنا عشريه : 305 .