سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

24

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وجوه طعن مشترك است در عمر وغير أو كه بعضي از آنها به اجماع شيعه وسنى مطعون نمىتوانند شد ، وچون طعن مشترك شد در مطعون وغير مطعون ساقط گشت ، محتاج جواب نماند . بلكه اگر تأمل به كار برده شود ، وجه أول از طعن نيز مشترك است ; زيرا كه امر آن حضرت به لفظ « ائتوني بقرطاس » خطاب به جميع حاضرين بود نه به عمر بالخصوص ، پس اگر اين امر براي وجوب وفرضيت بود ، هر همه گنهكار ومخالف فرمان شرع شدند ، نهايت كار آنكه عمر ديگران را باعث بر اين نافرمانى گرديد ، وديگران قبول حكم عمر كرده ، مخالفت حكم رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بجا آورده ، ودر وعيد : ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ ) ( 1 ) بلاشبهه داخل شدند ، پس نسبت عمر - حاشاه - چون نسبت شيطان شد كه كافران را باعث بر كفر مىشود ، ونسبت ديگران - حاشاهم - چون كافران ، وپر روشن است كه طعن را فقط به شيطان متوجه نمىتوان كرد ، والا كافران معذور بلكه مأجور باشند . . وهو خلاف القرآن بل الشريعة كلّها . واگر اين امر بنابر وجوب وفرضيت نبود ، بلكه بنابر صلاح وارشاد ، پس عمر وغير عمر همه در اهمال اين امر مطعون نيستند ، وملامت به هيچ وجه به ايشان عايد نمىگردد ، چه امر پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم كه براي اصلاح وارشاد باشد ، مخالفت آن به اجماع جايز است ، چنانچه بيايد إن شاء الله تعالى .

--> 1 . المائدة ( 5 ) : 44 ، 45 ، 47 .