السيد محمد رضا المدرسي
33
تشيع در تسنن ( فارسي )
المصنف ، ج 8 ، ص 741 ، ش 51 عن أبي البختري ، قال : دخل رجل المسجد ، فقال : لا حكم الا لله ، ثم قال آخر : لا حكم ، فقال على : لا حكم الا لله * ( ان وعد الله حق ولايستخفنك الذين لا يوقنون ) * ( 1 ) فما تدرون ما يقول هؤلاء ! يقولون لا امارة ، أيها الناس ! لايصلحكم ( 2 ) الا أمير بر أو فاجر ، قالوا : هذا البر فقد عرفناه ، فما بال الفاجر ؟ فقال : يملى للفاجر ويبلغ الله الاجل وتأمن سبلكم وتقوم اسواقكم ويجبى فيئكم ويجاهد عدوكم ويؤخذ للضعيف من الشديد منكم ، ( 3 ) مردى وارد مسجد شد وگفت : حكم جز براي خدا نيست . ديگرى وارد شد وهمين كلمه را گفت . على ( عليه السلام ) فرمود : حكم جز براي خدا نيست . سپس اين آية را تلاوت فرمودند : " وعده ء خدا راست است ، پس تو را خشمگين نسازند كساني كه يقين ندارند " . چه مى دانيد كه آن ها چه مى گويند ! آن ها مى گويند حكومت وفرمانروايى نيست . اى مردم ! شما را به صلاح نمى آورد ، مگر فرمانروا ، خوب باشد يا بد . أصحاب گفتند : فايده ء فرمانرواى خوب را دانستيم ، ولى فرمانرواى فاجر چه فايده اى دارد ؟ گفت : مهلت داده مى شود براي بدان وخداوند مدت را به پايان مى برد وراههاى شما امن مى شود وبازارها بر پا خواهد بود وحقوق جمع آورى مى شود وبا دشمنتان مقابله مى شود وحق ناتوان از ظالم گرفته مى شود .
--> 1 . الروم ، آيهء 60 . 2 . در متن نرم افزارى " لايصلهم " بود كه ظاهرا اشتباه چاپى است . 3 . همچنين : كنز العمال ، ج 5 ، ص 751 ، ش 14286 . در نهج البلاغة غريب به همين ألفاظ آمده است . ( صبحي ، خ 40 )