السيد محمد رضا المدرسي

271

تشيع در تسنن ( فارسي )

وواقعا هم چنين است . " نووى " مى گويد : " عده اى تأويل كرده اند كه جمع بين صلاتين به عذر باران بوده است واين تأويل مشهور از گروهى از بزرگان متقدمين مى باشد ، ولى اين تأويل ضعيف است ، زيرا روايت ديگرى وجود دارد كه در آن " من غير خوف ولا مطر " ( 1 ) دارد . عده اى تأويل كرده اند كه اين جمع بين صلاتين ، در هواي ابرى بوده است . پس حضرت نماز ظهر را به جاى آورده ، سپس ابر بر طرف شده وروشن گرديده كه وقت عصر داخل شده است وحضرت نماز عصر را اقامه نمود . اين تأويل نيز باطل است ، به خاطر آن كه اگر چه امكان اين احتمال در ظهر وعصر وجود دارد ، اما چنين احتمالي در مغرب وعشا نيست . عده اى ديگر تأويل كرده اند كه نماز أول را به آخر وقتش تأخير انداخته ودر آخر وقت آن اقامه نموده وپس از فراغ ، نماز ديگر را به جاى آورده ( يعنى هر يك را در آخر وأول وقت خود به جاى آورده ) پس صورت جمع بوده است ، نه حقيقت جمع . اين تأويل نيز ضعيف يا باطل مى باشد ، به خاطر آن كه مخالف ظاهر روايت است ، به گونه اى كه احتمال آن هم نمى رود . همچنين عمل " ابن عباس " كه ذكر كرديم ، در حين سخنرانى واستدلال أو به حديث براي صحت عملش وتصديق نمودن أو توسط " أبى هريره " وعدم انكار " أبى هريره " ، صريح در رد اين تأويل است . برخى ديگر تأويل كرده اند كه اين روايت حمل مى شود بر صورت

--> 1 . بدون خوف ودر غير بارندگى .