السيد ابن طاووس ( مترجم : الهامي )

174

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي )

در مجمع خود « 1 » آن را روايت كرده و گفته است كه رجال آن صحيح است . متقى هندى در « كنز العمال » مىگويد : از جابر روايت شده كه گفت : از على ( عليه السلام ) شنيدم اين اشعار را مىخواند و رسول خدا مىشنيد : انا اخو المصطفى لا شكّ في نسبى معه ربيت و سبطاه هما ولدى و جدّى و جدّ رسول الله منفرد فاطم زوجتى لا قول ذى فتد صدّقته و جميع النّاس في بهم من الضّلالة و الاشتراك و النّكد فالحمد لله شكرا لا شريك له البرّ بالعبد و الباقى بلا آمد « 2 » يعنى : من برادر مصطفى هستم و در نسب من كسى شك ندارد ، با او تربيت يافتم ، و دو سبطش فرزندان منند ، جدّ من و جد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم يك نفر است و فاطمه همسر من است و اين سخنى بيهوده نيست ، من او را در روزگارى تصديق كردم كه تمامى مردم در ظلمت ضلالت و شرك پليد بودند ، پس از در شكر ، حمد خداى را مىگويم ، خدائى كه شريك ندارد و به بندگان خود احسانكننده و باقى و بدون سرانجام است . محب طبرى در كتاب « ذخائر العقبى » از انس بن مالك روايت كرده است كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم بالاى منبر رفت و مطالب بسيارى گفت ، سپس فرمود : على بن ابى طالب كجا است ؟ پس على از جا برخاست ، عرض كرد : اينجا هستم يا رسول الله رسول خدا او را به سينه خود چسبانيد و ميانه دو چشم او را بوسيد و با بلند ترين صدايش فرمود : اى گروه مسلمانان اين برادر من و پسر عم من و داماد من است اين گوشت و خون من و موى من است ، اين پدر دو سبط من حسن و حسين است كه سيد جوانان اهل بهشتند « 3 » .

--> « 1 » مجمع ، ج 9 ، ص 134 . « 2 » كنز العمال ، ج 6 ، ص 395 . « 3 » ذخائر العقبى ، ص 92 .