ابراهيم عاملي ( موثق )
7
تفسير عاملي ( فارسي )
دست صفا دهند با خدا دادهاند كه دست او بر دست آنها است [ چون براى حق بيعت كنند و نعمت او فراگيرشان شود ] و آنكه پيمان شكست خود را شكسته است و زيان ديده است و هر كه پيمان حق استوار داشت به زودى او را مزدى بزرگ رساند 11 اى محمد عربهاى بجاى مانده و كناره گير با تو گويند : گرفتار سرمايه و خانوادهايم و نتوانيم با تو بجنگ رويم ، تو براى ما آمرزش اين گناه بخواه ، اين سخن دروغ است چه آنچه گويند در دل ندارند . تو بگو : اگر خدا براى شما سود يا زيانى بخواهد كه جلوگير او بود و در برابر قدرت او كناره گيرى شما و عذر پذيرفتن و استغفار من چه سود دارد ؟ چه او از آنچه كنيد خبردار است 12 و شما گمان داشتيد كه پيغمبر و مؤمنين هرگز پس از جنگ روى خانه نبينند . و اين گمان در دلتان آراسته و استوار شد و بدگمانى برديد كه مردمى نابود و بدانديش بوديد 13 و البتّه آنكه به خدا و پيغمبرش ايمان نداشت كافر است و ما براى كافران آتشى سوزان آماده كرده ايم 14 چون پادشاهى آسمانها و زمين مال خدا است و هر كه شايسته باشد بيامرزد و آنكه نباشد بيازارد كه خداوند غفور است و رحيم 15 آنگاه كه شما مسلمانان مىرويد تا غنيمتى بچنگ آريد عربهاى به خانه نشسته و كناره گير از شما گويند : اجازه دهيد كه بدنبال شما باشيم . آنها مىخواهند سخن و دستور حقّ را دگرگون كنند . تو بگو : خدا در گذشته گفته هرگز بدنبال ما نخواهيد بود خواهند گفت : شما حسد بريد كه ما سود بريم ولى جز اندكى نفهمند [ كه بخواسته نادرست خود مىسنجند ] 16 اى محمد باعراب در جاى مانده بگو : به همين زودى شما را بجنگ مردمى سخت نيرومند ميخوانند كه با آنها بجنگيد تا تسليم شوند پس اگر شما فرمان برديد خدا مزد نيكوتان دهد و اگر چون گذشته گريختيد بآزارى دردناك گرفتارتان كند 17 ولى آنها كه كوريا لنگ يا بيمار هستند گناه ندارند اگر بجنگ كافران نروند پس هر كه فرمان خدا و پيغمبرش برد او را در بهشتى درون كند كه رودها از زير درختان آن روان بود و آنكه پشت بفرمان كرد عذابى دردناكش كند 18 اى محمّد البتّه خدا پسنديد